بخش ۱۸
جلایر! شاه ظل کردگارستپناه او امان از روزگارست
دعای شاه عباس جوان بختکه ز آغازست او شایسته تخت
به تو فرض است چون حمد و دعایشبگو هر انجمن نعت و ثنایش
دعایش ذکر لب کن، کام یابیتو کم نامی ز لطفش، نام یابی
خداوندا به حق نور پاکانبه سوز سینههای دردناکان
به حق دین احمد نور اطهاربه آل پاک او هشت است و هم چار
به حق چارده معصوم پاکیوجود شه نبیند دردناکی
تنش را از الم محفوظ داریز عمر جاودان محظوظ داری
هر آن چیزی که خواهد روزگارشهمه آماده داری در کنارش
مدامی کامیاب و کامران بادجهان تا هست بر او چون جنان باد
حسودش را به عالم نیست گردانبه حق آبروی شاه مردان
رسانی دولتش را نسل بر نسلکنی بر مهدی آل نبی وصل
جلایر چون ثنا خوانی تو بر شاهچه غم داری؟ مرامت هست دل خواه
که شه دِیْنت ادا سازد ز احسانمکن زاندیشه خاطر را پریشان