گنج

شمارهٔ ۷۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: وز۸ بیت
گفت رندی با یکی در نیمروزاز در اندرز رمزی از رموز
که اگر در دور ناهموار چرخعیش یا غم بایدت بیدرد و سوز
دل منه در هیچ کار اندر جهانکاین تعلق هست رنجی فتنه‌توز
هرچه پیشت آید از دشوار و سهلشو رضا بر هم مکش رخسار و پوز
چون درآیی با مغان خانه کنچون درافتی با بتان خانه سوز
آنچه حاصل بینی از صافی و دردبی‌تمجمج درکش و جان برفروز
وانکه حاضر یابی از زیبا و زشتبی‌تعلل درجه و در وی سپوز
بر امید نسیه نقد ازکف مدهزانکه بر ریش طمع کارست گوز