غزل شمارهٔ ۳۲
خلق را قصهٔ حسن پری از یاد روَدهر کجا ذکری از آن شوخ پریزاد روَد
هر شکایت که مرا از تو بود در دلِ تنگچون کنم یاد وصالت همه از یاد رود
هر کجا کز رخ و بالای تو گویند سخنظلم باشد که حدیث از گل و شمشاد رود
وقت آنست که تا سنبلهٔ چرخ مرااز غم سنبل گیسوی تو فریاد رود
از طرب عارف و عامی همه در رقص آیندهر کجا ذکری از آن حسن خداداد رود
خون شود دجله ز اشک از خبر گریهٔ منوقتی از خطهٔ کرمان سوی بغداد رود
آن نه بالاست بلاییست که از رفتن اودل و دین و سر و سامان همه بر باد رود
با زبان چو منی خاصه که در مدحت شاهستمست ار سخن از سوسن آزاد رود