گنج

بخش ۲۶ - در وفات برادر

۱۰ بیت
بیهده‌ست این جمله الوان زمینبرمن بیهوده حیفا! بعد ازین
نغمهٔ مرغان و گفت رود بارزیب وتاب و لاله‌های نوبهار
از دلم آموختم من در جهاندرد و اندوه مصیبت دیدگان
می‌نیابد این دل زارم کنونچون که شد مغموم و بیزار و زبون
می‌نیاید لذتی اندر جهانرفت، رفت، آواه,، دردا! شد نهان
کام دل، آرام دل، انباز دلهمزبان و همدم و همراز دل
در میان ابر غم ماندم کنوننا امید و پر دژم ماندم کنون
آسمانا! جود و انصافت کجاستفضل‌و رحم وعدل و الطافت کجاست؟
سنبل و گل بود محبوب دلشمی‌دمد اکنون، هیهات، از گلش
سبزه‌ها بودند باری زیر پایمی‌شوند اینک زخاکش سر نمای!
۱۲۹۳ ه ق / ۱۸۷۶-۷۷ م