گنج

شمارهٔ ۳۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ار۹ بیت
دوش طفلی پری رخی دیدمگفتم ای شوخ شکرین گفتار
تو چرا از کمال استغنافارغی از مشقت همه حار
پدر و مادرند در تک و دوتا ترا پرورند لیل و نهار
گفت ما کاملان دورانیمناقصانند این گروه کبار
زانکه طفلیم ما و بر طفلاننیست واجب رعایت اطوار
که شویم از خلاف آن عادتقابل رد ایزد جبار
لیک این بالغان تا بالغکه دم از عقل می زنند و وقار
نیستند آنچنان که می بایدناقصانند و ناتمام عیار
ناقصان گر کنند در عالمخدمت کاملان نباشد عار