گنج

شمارهٔ ۳۴۵

قافیه: نمن۷ بیت
زین ندامت که نشد خاک درت مسکن مناشک از چهره جان شست غبار تن من
حیرت لعل تو بردم بلحد نیست عجبگر شود گلخنی از آتش دل مدفن من
گردباد غم و گرداب بلا نیست شوندچند گردند درین بادیه پیرامن من
ذوق دیدار تو آیینه چه ادراک کندروی چون مه منما جز بدل روشن من
نیست از ضعف بدن ناله من می ترسمکه فتد طوق غمت بی خبر از گردن من
رشته شمع شبستان غمم در آتشمن نه مجروحم و پرخون شده پیراهن من
چون نمیرم من ازین غصه فضولی که ز غممردم و یار ندارد خبر از مردن من