گنج

شمارهٔ ۳۲۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ردمیدانم۷ بیت
جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانمز رنگ کار او با من چه خواهد کرد می‌دانم
چه حاجت شرح بیداد زلیخا پرسم از یوسفچو او در عاشقی مردست یا نامرد می‌دانم
زده بر آتش دل سیل خوناب جگر آبیمن احوال درونم را ز آه سرد می‌دانم
زمانی از غم مشکین‌غزالان نیستم خالیطریق سیر مجنون بیابان‌گرد می‌دانم
نمی‌خواهم به سیل اشک شویم چهرهٔ خود راز جولان که دارد چهره‌ام این گرد می‌دانم
چو دل بر تیر مژگان و کمان ابرویش بستمچه خواهد آمدن بر جانِ غم‌پرورد می‌دانم
فضولی راز خود در عاشقی از من نهان کردیندانستی ز اشک آل و روی زرد می‌دانم