گنج

شمارهٔ ۳۱۴

قافیه: انتودارم۷ بیت
در دل الم از غنچه خندان تو دارمدر دیده نم از لعل درافشان تو دارم
آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهتسرگشتگی از سرو خرامان تو دارم
بر رشته جان سبحه صفت صد گره از غمدر حسرت عقد در دندان تو دارم
امید ندارم رهم از دام بلاییکز سلسله زلف پریشان تو دارم
در روز وصال تو محالست نشاطمدر دل چو خیال شب هجران تو دارم
کس نیست بکشتن ز غمم باز رهاندعمریست که این چشم ز چشمان تو دارم
افغان ز که داری تو فضولی که همه شبافغان من بد روز ز افغان تو دارم