شمارهٔ ۲۹۹
ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریمغم نداریم اگر بیش و گر کم داریم
نیست یک دم که غمت همدمی ما نکندهمه دم خاطر شاد و دل خرم داریم
غم عشق است که دل را فرحی می بخشدفرحی در دل ما هست که این غم داریم
شب غم را نتوان یافت به از ما شمعیکه دل سوخته و دیده پر نم داریم
گرد خاک رهت از دیده ما می شویدناله دم بدم از اشک دمادم داریم
باد پاینده غم زلف سیاهت که ازوستاختلاطی که من و عشق تو با هم داریم
شاد ازانست درین دور فضولی دل ماکه غمی در دل ازان گیسوی پرخم داریم