گنج

شمارهٔ ۲

ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان مابی ذکر تو مباد زبان در دهان ما
از سکه سعادت توفیق فیض تسترایج بهر معامله نقد روان ما
آید ز ما همیشه خطا از تو مغفرتآنست مقتضای تو اینست شان ما
بر حال ما ز غیر تو لطفی نمی رسدغیر تو نیست واقف راز نهان ما
در راهت از بلا نهراسیم زانکه هستسنگ بلای تو محک امتحان ما
تا چند تن دهیم بزجر هوای نفسرحمی که گشت طعمه سگ استخوان ما
نگذاشت درد عشق فضولی ز ما نشاناینست در ره طلب او نشان ما