گنج

شمارهٔ ۱۳

برخیز نگارا که ز فرمودهٔ خسروموزون غزلی چون قد دل جوی تو دارم
نیکوست که در پیش تو خوانم غزل شاهزیرا که هوای رخ نیکوی تو دارم
بشنو ز من اشعار ملک ناصردین راکز شوق همین جای به پهلوی تو دارم
« در هر دو جهان آرزوی روی تو دارمدر دست ز محصول جهان موی تو دارم
زاهد به سوی کعبه و راهب به سوی دیرآری من دیوانه سر کوی تو دارم
گر با تو به فردوس برین جای دهندمدر مجمع فردوس نظر سوی تو دارم
اندیشه ندارد دلم از آتش دوزختا راه در آتشکدهٔ خوی تو دارم
یارب خم گیسوی تو آشفته مباداکاشفته دلی در خم گیسوی تو دارم
پیوسته بود منزل من گوشه محرابوین منزلت از گوشهٔ ابروی تو دارم
در نزد من ارباب کرامت همه ماتندوین معجزه از نرگس جادوی تو دارم»
شاها غزل شاه، مرا کرده غزل خواناین فیض من از نطق سخن گوی تو دارم