گنج

غزل شمارهٔ ۸۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: وناست۱۰ بیت
تو و آن قامتی که موزون استمن و این طالعی که وارون است
تو و آن طره‌ای که مفتول استمن و این دیده‌ای که مفتون است
تو و آن پیکری که مطبوع استمن و این خاطری که محزون است
تو و آن پنجه‌ای که رنگین استمن و این سینه‌ای که کانون است
تو و آن خنده‌ای که نوشین استمن و این گریه‌ای که قانون است
تو و آن نخوتی که بی‌حد استمن و این حسرتی که افزون است
تو و رویی که لمعهٔ نور استمن و چشمی که چشمهٔ خون است
تو و زلفی که عنبر ساراستمن و اشکی که در مکنون است
من و خون دلی که مقسوم استتو و لعل لبی که میگون است
من ندانم غم فروغی چیستتو نپرسی که خسته‌ام چون است