گنج

غزل شمارهٔ ۶۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اراست۸ بیت
یک اشارت ز تو بر قتل جهان بسیار استدر کمینی که تویی تیر و کمان بیکار است
من و اوصاف تو تا شغل قلم تحریر استمن و تحسین تو تا کار زبان گفتار است
بر سیمین تو را از زر خالص ننگ استرخ رخشان تو را از مه تابان عار است
عاشق روی تو از سرو چمن دلتنگ استساکن کوی تو از باغ جنان بیزار است
کافر عشقم اگر از پی تسبیح رومتا به دستم ز سر زلف بتان زنار است
سر ما و قدم مغبچهٔ باده فروشتا ز مینای می و دیر مغان آثار است
روشنت گردد اگر خال و خطش را بینیکه چرا روز فراق و شب هجران تار است
قیمت خاطر مجموع فروغی داندکه از آن زلف پراکنده پریشان کار است