گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۸

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: ایتو۹ بیت
ساقی دل نرگس شهلای تومستی جان از می مینای تو
ای ز سر زلف چلیپای تواهل جنون سلسله در پای تو
سینه نهادم به دم تیغ عشقدیده گشادم به تماشای تو
چیست بلای دل صاحب‌دلانجلوهٔ بالای دل آرای تو
سرو کند با همه آزادگیبندگی قامت رعنای تو
باخته‌ام از پی یک بوسه جانیافته‌ام قیمت کالای تو
پرده برانداز که نتوان نمودقطع نظر از رخ زیبای تو
پا نکشم از سر کوی امیدتا ندهم جان به تمنای تو
جان فروغی نرسد بر مرادتا نرود بر سر سودای تو