گنج

غزل شمارهٔ ۴۳۷

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: ایتو۹ بیت
ماه غلام رخ زیبای توسرو کمربستهٔ بالای تو
تن همه چشم است به صحن چمننرگس شهلا به تماشای تو
مجمع دل‌های پراکنده چیست؟چین سر زلف چلیپای تو
زاهد و اندیشهٔ گیسوی حوردست من و جعد سمن سای تو
گر تو زنی تیغ هلاکم به فرقفرق من و خاک کف پای تو
روی من و خاک سر کوی عشقرای من و پیروی رای تو
تیر من و دیدهٔ کج بین غیرتیغ من و تارک اعدای تو
چند فشاند نمکم بر جگرلعل شکرخند شکرخای تو
دیر کشیدی ز میان بس که تیغمرد فروغی ز مداوای تو