گنج

غزل شمارهٔ ۴۲۸

وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)قافیه: ارمبین۱۱ بیت
چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بینحلقه‌های او بشمر، عقده‌های کارم بین
از دمیدن خطش اشک من به دامن ریختهاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بین
دوش در گذرگاهی دامنش به دست آوردسعی گرد من بنگر، کوشش غبارم بین
نقد هر دو عالم را باختم به یک دیدنطرز بازیم بنگر، شیوهٔ قمارم بین
پر و بال عشقم را سایه بر سپهر افتادبال قدرتم بنگر، پر اقتدارم بین
میر انجمن جایی در صف نعالم دادصدر عزتم بنگر، عین اعتبارم بین
هم به عشق مجبورم هم به عقل مختارمبا وجود مجبوری صاحب اختیارم بین
در کمال استغنا فقر و ذلتم دادنددر نهایت قدرت عجز و انکسارم بین
می به کوی خماران هر چه بود نوشیدمبا چنین می آشامی غایت خمارم بین
می کشد به مِیدانم ، صف کشیده مژگانش،گر ز جنگ برگشتم مرد صد هزارم بین
ای که هیچ نشنیدی نالهٔ فروغی راباری از ره رحمت چشم اشک بارم بین