گنج

غزل شمارهٔ ۱۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: امخودرا۱۰ بیت
میفشان جعد عنبر فام خود راببین دلهای بی آرام خود را
سپردم جان و بوسیدم دهانتبه هیچ آخر گرفتم کام خود را
به دشنامی توان آلوده کردنلب شیرین درد آشام خود را
دلم در عهد آن زلف و بناگوشمبارک دید صبح و شام خود را
در آغاز محبت کشته گشتمبنازم بخت نیک انجام خود را
زبان از پند من ای خواجه بر بندکه بستم گوش استفهام خود را
ز سودای سر زلف رسایشبدل کردم به کفر اسلام خود را
من آن روزی که دل بستم به زلفشپریشان خواستم ایام خود را
به عشق از من مجو نام و نشانیکه گم کردم نشان و نام خود را
فروغی سوختم اما نکردمز سر بیرون خیال خام خود را