گنج

شمارهٔ ۹۵

حرف وجود او جهان جمله گرفت طول و عرضرفع نمی‏شود بلی حجت حق ز روی ارض
مهر محبت شما بر همه خلق واجب استبلکه ولای آل بر جمله ملائک است فرض
نور شماست منتشر در همه جرم آسمانزان چو زمین هفتمین مانده زیر بار قرض
نیست به درگهت رهی سوختگان هجر راقصه شوق ما مگر باد رساندت به عرض
فیض به جان غلام تو کاش فدا شود تو راتا که نزیستی بسی بی‏تو بر این بسیط ارض