شمارهٔ ۹۳
خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورشبه فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش
بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعتلقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش
امید وصل او دارد مرا در بند این نشأهوگرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش
همین خواهم که در پایش سر از دشمن بیندازمخداوندا بده دستی که مرد افکن بود زورش
به نور مهدی هادی دل و جانم منور کنکه بس تاریک میبینم جهان بیپرتو نورش
اگر شوق وصال او نباشد در خیال منز تلخِ سفره دنیا بشویم دست از شورش
امامی سیدی مولای سوی فیض خود بنگرسلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش