شمارهٔ ۱۴
برای دوست رفیقی که خالی از خلل استمحبت نبی و آل و علم با عمل است
صفیف شو به عمل راه آخرت تنگ استبه علم کوش که عمر عزیز بیبدل است
نه من ز بیعملی در جهان ملولم و بسملالت علما هم ز علم بیعمل است
چو غائب است امام زمانه یکبارهجهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است
دلم امید فراوان به وصل او داردولی اجل به ره عمر رهزن امل است
خدای هر دو جهان هرچه خواست کرد مگو«که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است»
خداست فاتح ابواب و خالق اسبابفرو فرستد آن را که کرده در ازل است
برای آن که ظهور امام زود شودهمیشه ورد سحرگاه فیض العجل است