گنج

شمارهٔ ۱۳۷

تو را می‏گویم ای جویای حق هیز جان بنده بشنو این نه از وی‏
غذای روح کن گفت پیمبرمخوان غیر از حدیث از درس‏ها شی‏ء
شراب حبّ اهل البیت درکشبه آب زندگانی بوده‏ام پی‏
تو را شرع پیمبر رهنما بسچه می‏جوئی ز اسرار جم و کی
به جز حرف خدا و دوستانشهر آن حرفی که گوئی هست لاشی‏ء
مده از دست امر شرع ای فیضاگر خواهی به جان و دل شوی حی‏