شمارهٔ ۱۳۵
با خون دل نوشتم نزد امام نامهانّی رأیت دهرا من هجرک القیامه
دارم من از فراقت در دیده صد علامتلیس الدموع عینی هذا لنا العلامه
گفتی ملامت آمد از کثرت حدیثشواللّه ما رأینا حبّا بلاملامه
پرسیدم از خبیری حال امام گفتا:«فی بعده عذاب فی قربه السلامه»
با دشمنان مگویید سرّش من آزمودممن جرّب المجرّب حلّت به الندامه
گر چه امام فرض است بهر هدایت خلقواللّه ما قبلنا من غیرک الامامه
ای فیض در وصالش میکوش تا توانیحتّی تذوق منه، کأسا من الکرامه