شمارهٔ ۱۲۰
یاد مهدی چه کنم صبر به صحرا فکنمو اندرین کار دل خویش به دریا فکنم
دیده دریا کنم از خون جگر در شوقشراز سربسته خود را به خدا وافکنم
مایه خوشدلی آنجاست که دلداری هستمیکنم سعی که خود را مگر آنجا فکنم
فلک از تیر غمت بر جگرم زد من همعقده در بند کمر ترکش جوزا فکنم
شور و غوغا و فغان در ملکوت اندازمغلغل ولوله در گنبد مینا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهیکآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
به دعا دست برآورده ز آه سحریبهر تأثیر دعا تیر به هر جا فکنم
گفتگو را بهل ای فیض بیا تا خود رابهر تفتیش درین عرصه غبرا فکنم
چون توان برد به سر در طلب وصل تو عمرمن چرا عشرت امروز به فردا فکنم