گنج

شمارهٔ ۱۰۴

امام و سید و مولای من جعلت فداکتو گر شفیع منی از گنه ندارم باک
به جز ولای توأم گرچه نیست دستاویزولی بس است ولائیکه باشد از دل پاک
مرا امید وصال تو زنده می‏داردوگرنه هر دمم از هجر تست بیم هلاک
نفس نفس اگر از باد نشنوم بویتزمان زمان کنم از غم چو گل گریبان چاک‏
اهمّ مقصد قلبی جهاد بین یدیکارید طول حیاتی لان اکونُ فداک
فدای تو نکنم مال و جان و دل حاشایشفاعتم نکنی روز ابتلا حاشاک
عزیز نزد خدا آن بود که همچون فیضنهد به درگه تو روی مسکنت بر خاک