گنج

غزل شمارهٔ ۸۴۹

رفتم بخرابات توکلت علی‌اللهوارستم از آفات توکلت علی‌الله
ز خرقه و سجاده و تسبیح گذشتمدر کشف و کرامات توکلت علی‌الله
در خرقه سالوس نهان چند توان داشتبتخانهٔ طاعات توکلت علی‌الله
عزی بدر آوردم و بر خاک فکندمبر سنگ زدم لات توکلت علی‌الله
از آب و گل خویش سبک گشتم و رفتمتا بام سموات توکلت علی‌الله
راه سفر طامه کبراست توکلتا چند ز طامات توکلت علی‌الله
گویم سخنی فیض اگرنه خرفی توبگذر ز خرافات توکلت علی‌الله