گنج

غزل شمارهٔ ۸۴۴

ز هرچه آن غیر یار استغفراللهز بود مستعار استغفرالله
دمی کان بگذرد بی یاد رویشاز آن دم بیشمار استغفرالله
زبان کان تر بذکر دوست نبودز سرش الحذر استغفرالله
سر آمد عمر و یکساعت ز غفلتنگشتم هوشیار استغفرالله
جوانی رفت پیری هم سر آمدنکردم هیچ کار استغفرالله
نکردم یک سجودی در همه عمرکه آید آن بکار استغفرالله
خطا بود آنچه گفتم و آنچه کردماز آنها الفرار استغفرالله
ز کردار بدم صد بار توبهز گفتارم هزار استغفرالله
شدم دور از دیار یار ای فیضمن مهجور زار استغفرالله