غزل شمارهٔ ۸۰۵
ای گل چه گلی مانا از گلشن هوئی توچشمت مرساد از کس هی هی چه نکوئی تو
یا رب چه جمالست این یا رب چه کمالست ایناز توبه نپرسد کس هم خود نه بگوئی تو
چشمم نگران سویت دل میتپد از خویتای روی چه روئی تو ای خوی چه خوئی تو
من میشنوم بوئی از حلقه گیسوئیکز دست بِبُردَستم ای بوی چه بوئی تو
یا رب ز چه می بود آنک ایزد بسبویت کردمست عجبم کردی آیا چه سبوئی تو
گشتم ز میت چون مست خود کوزهٔ من بشکستوانگاه نظر کردم دیدم همه اوئی تو
ای فیض مکن اسرار نزد کر و کور اظهارچون گوشی و هوشی نیست بیهوده چگوئی تو