گنج

غزل شمارهٔ ۷۷۹

ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست اینای خون عالم ریخته آخر چه آشوبست این
از زلف شور انگیخته بر ماه عنبر بیختهدلها در او آویخته آخر چه آشوبست این
از چشم سحر انگیخته مژگان بزهر آمیختهخون خلایق ریخته آخر چه آشوبست این
از لعل شکر ریخته جان در شکر آمیختهشور از جهان انگیخته آخر چه آشوبست این
از لطف قهر انگیخته با قهر لطف آمیختهوین هر دو درهم ریخته آخر چه آشوبست این
از عشق شور انگیخته با جان فیض آمیختهزو این جواهر ریخته آخر چه آشوبست این