غزل شمارهٔ ۶۴۴
عشق تو کوتا که حرز جان کنمبعد از آن جان و دلش قربان کنم
همتی کو تا بظلمت در رومجست و جوی چشمه حیوان کنم
هست انبان معانی در دلمهر چه یابم اندرین انبان کنم
شکر لله دید سرم دادهاندسر فرازم سیر در قرآن کنم
طاعت حق راست این در را کلیدآنچه فرموده است حق من آن کنم
اهل بیت مصطفا وجه اللهندروی دل را جانب ایشان کنم
سر نهم در سیر قرآن و حدیثکار جانرا سر بسر سامان کنم
فیض برخیز آنچه بتوانی بکنچند گوئی این کنم یا آن کنم