غزل شمارهٔ ۶۲۷
خویشتن را در هوا کردیم گمجاده در راه خدا کردیم گم
از عدم ما تا باقلیم وجودآمدیم و راه را کردیم گم
منزل و مقصود و راه و راه روجمله را در ابتدا کردیم گم
سالک و مسلوک و مسلوک الیهجمله ما بودیم و ما کردیم گم
هرچه ما را بو در اجناس و نقودجمله را در راهها کردیم گم
ز ابتدا کردیم چون آهنگ راهگ؟ اول خویش را کردیم گم
بر در شه چون عطا جویان شدیمشاه را اندر عطا کردیم گم
کس نمیداند که چون شد کار ماخود چه بود و این چرا کردیم گم
نیست پیدا کاخر این کار چیستز ابتدا تا انتها کردیم گم
گشت پنهان طرز جستجوی ماهر چرا ما جابجا کردیم گم
بگذریم از جستجو و گفتگوچونکه ما سر رشته را کردیم گم
گفتها بر جُستهها شد پردهاجُستها در گفتها کردیم گم
فیض را جان رفت در سودای اوعمر در اندیشها کردیم گم
یافتیم آخر درون خویشتنهر چرادرهر کجا کردیم گم