گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۵

عشق بر اکوان محیطست و وسیععشق در عالم مطاع است و مطیع
عشق در دلها حیاتست و روانعشق در سرها سماع است و سمیع
عشق در مردان حق آئینه استمینماید پرتو حسن منیع
عشق در سالک رهست و راهبرمیرساند تا بدرگاه رفیع
عشق در املاک واله بودنستعشق در افلاک جولان سریع
عشق آتش سوختن افروختنعشق در انجم نظرهای بدیع
عشق در کوی زمین افتادگی استعشق در انهار جریان سریع
عشق در بحرست امواج غریبعشق در بّر است دامان وسیع
عشق در کوهست تمکین و ثباتعشق در باد هوا سیر سریع
عشق در مرغان خوش الحان نعمعشق در گلهاست الوان بدیع
عشق در اطفال لهوست و لعبدر زنان ازواج را بودن مطیع
عشق در نادان ز دانایان سوالعشق دانا دانش و خلق وسیع
عشق دلهای تهی از عشق حقپر شدن از مهر رخسار بدیع
عشق در شاعر معانی بستن استعشق در فیض است احصای جمیع