غزل شمارهٔ ۵۱۲
یار بما نظر نکرد صبر و شکیب را وداعناله ما اثر نکرد صبر و شکیب را وداع
یار نظر نمیکند ناله اثر نمیکندغصه سفر نمیکند صبر و شکیب را وداع
یار زما کرانه کرد شرم و حیا بهانه کردصبر مرا روانه کرد صبر و شکیب را وداع
یار بعشق اشاره کرد عشق بناله چاره کردجامهٔ صبر پاره کرد صبر و شکیب را وداع
آتش عشق درگرفت ناطقه رخت بر گرفتعقل ره سفر گرفت صبر و شکیب را وداع
آتش عشق تیز شد جان بره گریز شدباقی صبر نیز شد صبر و شکیب را وداع
عشق شکیب میبرد جامهٔ صبر میدردکس غم ما نمیخورد صبر و شکیب را وداع
فیض ز عشق مست شد مست می الست شددین و دلش ز دست شد صبر و شکیب را وداع