غزل شمارهٔ ۲۸۶
ما سرّ کُن فَکانیم ما را که میشناسد؟از دیدهها نهانیم ما را که میشناسد؟
هر چند بر زمینیم با خاک ره نشینیمبرتر ز آسمانیم ما را که میشناسد؟
ما همنشین ناریم از خلق بر کناریمهر چند در میانیم ما را که میشناسد؟
ما جان جان جانیم از جسم بر کرانیمبیرون ازین جهانیم ما را که میشناسد؟
از نام ما مگویید وز ما نشان مجوییدبینام و بینشانیم ما را که میشناسد؟
در هر جهت مپویید وندر مکان مجوییدبیرون ز هر مکانیم ما را که میشناسد؟
ما را مکان نباشد ما را زمان نباشدبرتر از این و آنیم ما را که میشناسد؟
ما عاقلان مستیم ما نیستان هستیماقرار مُنکِرانیم ما را که میشناسد؟
کم گوی فیض اسرار دُر در صدف نگه دارما بحر بیکرانیم ما را که میشناسد؟