گنج

ضحاک

بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بودچو ضحاک شد بر جهان شهریاربخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاکچنان بد که هر شب دو مرد جوانبخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون راچو از روزگارش چهل سال ماندبخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایهبرآمد برین روزگار درازبخش ۵ - کشته شدن گاو برمایهنشد سیر ضحاک از آن جست جویبخش ۶ - شانزده‌سالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرشچو بگذشت از آن بر فریدون دو هشتبخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسرچنان بُد که ضحاک را روز و شببخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاکفریدون به خورشید بر برد سربخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاکچو آمد به نزدیک اروندرودبخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدونطلسمی که ضحاک سازیده بودبخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدونچو کشور ز ضحاک بودی تهیبخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک راجهاندار ضحاک از آن گفت‌گوی