بخش ۴
به رستم چنین گفت فرخنده زالکه برگیر کوپال و بفراز یال
برو تازیان تا به البرز کوهگزین کن یکی لشکر همگروه
ابر کیقباد آفرین کن یکیمکن پیش او بر درنگ اندکی
به دو هفته باید که ایدر بویگه و بیگه از تاختن نغنوی
بگویی که لشکر ترا خواستندهمی تخت شاهی بیاراستند
که در خورد تاج کیان جز تو کسنبینیم شاها تو فریادرس
تهمتن زمین را به مژگان برفتکمر برمیان بست و چون باد تفت