بخش ۱
چو بنشست بر تخت شاه اردشیراز ایران برفتند برنا و پیر
بسی نامداران گشته کهنبدان تا چگونه سرآید سخن
زبان برگشاد اردشیر جوانچنین گفت کای کار دیده گوان
هر آنکس که برگاه شاهی نشستگشاده زبان باد و یزدان پرست
بر آیین شاهان پیشین رویمهمان از پس فره و دین رویم
ز یزدان نیکی دهش یاد بادهمه کار و کردار ما داد باد
پرستندگان راهمه برکشیمستمگارگان را به خون درکشیم
بسی کس به گفتارش آرام یافتاز آرام او هرکسی کام یافت
به پیروز خسرو سپردم سپاهکه از داد شادست و شادان ز شاه
به ایران چو باشد چنو پهلوانبمانید شادان و روشن روان