بخش ۶ - در آفرینشِ ماه
چراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچبه بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچ
چو سی روز گردش بپیمایَداشَوَد تیره گیتی بِدو روشَنا
پَدید آید آنگاه باریک و زَردچو پُشتِ کسی کو غَمِ عشق خْوَرد
چو بیننده دیدارش اَز دور دیدهَم اَندَر زَمان او شَوَد ناپَدید
دِگَر شَب نمایش کُنَد بیشتَرتو را روشَنایی دَهَد بیشتَر
به دو هَفته گَردَد تَمام و دُرُستبِدان باز گَردَد که بود از نُخُست
بُوَد هَر شَبانگاه باریکتَربه خورشیدِ تابَنده نَزدیکتَر
بِدینسان نَهادَش خداوندِ دادبُوَد تا بُوَد هَم بِدین یِک نَهاد