بخش ۲۶
ششم بیژن گیو و رویین دمانبه زه برنهادند هر دو کمان
چپ و راست گشتند یک با دگرنبد تیرشان از کمان کارگر
به رومی عمود آنگهی پور گیوهمی گشت با گرد رویین نیو
بر آوردگه بر بر او دست یافتزمین را بدرید و اندر شتافت
زد از باد بر سرش رومی ستونفروریخت از ترگ او مغز و خون
به زین پلنگ اندرون جان بدادز پیران ویسه بسی کرد یاد
پس از پشت باره درآمد نگونهمه تن پر آهن دهن پر ز خون
ز اسب اندر آمد سبک بیژنامر او را به کردار آهرمنا
کمند اندر افگند و بر زین کشیدنبد کس که تیمار رویین کشید
برفت از پی سود مایه به بادهنوز از جوانیش نابوده شاد
بر اسبش به کردار پیلی ببستگرفت آنگهی پالهنگش به دست
عنان هیون تگاور بتافتوز آن جایگه سوی بالا شتافت
به چنگ اندرون شیر پیکر درفشمیان دیبه و رنگ خورده بنفش
چنینست کار جهان فریبپس هر فرازی نهاده نشیب
وز آن جایگه شد به جای نشانبه نزدیک آن نامور سرکشان
همی گفت پیروزگر باد شاههمیشه سر پهلوان با کلاه
جهان پیش شاه جهان بنده بادهمیشه دل پهلوان باد شاد