گنج

شمارهٔ ۴۶

۲ بیت
تب، رو به من از غایت بی‌شرمی کردوز تاب تب استخوان من نرمی کرد
تنها نگذاشت یک دمم تا به سحرممنون‌ تبم که خوش به من گرمی کرد