شمارهٔ ۸۲
چو دادند اختیار کل قضا راغم دوران حوالت کرد ما را
کواکب را به گردون کرد تقدیربه خاکستر نشاند این دانهها را
ز دست آسمان چندین چه نالی!که گردانندهای هست آسیا را
چه اقبالست یارب در کمینمکه تأثیری نمیبینم دعا را!
ترا گر درد دیدارست فیّاضبه جز حسرت که دارد این دوا را!