گنج

شمارهٔ ۷۱۱

۷ بیت
چو سنبل پیچ و تابم مو بمو از پیچش موییچو گلبن خارخارم پای تا سر از گل رویی
بمژگان دشمنم کاندر میان عاشق و معشوقچو کوهی در نظر باشد حجاب هر سر مویی
ندیدم بی تو من گلشن ولی گل دیدگان گویندکه بی‌روی تو گل‌ها را نه رنگی هست و نه بویی
چه خامی‌هاست در طبعم که عشق خانمانسوزمپس از صد سوختن دارد سپند آتشِ خویی
بهار عمر چون آب روان بگذشت طالع بینکه ننشستیم با سرو روانی بر لب جویی
بتنگ آمد دل از وارستگی یارب نصیبم کنخم زلفی، کمند کاکلی زنجیر گیسویی
ببین فیّاض اقبالم که با چندین تنک‌روییجواب هر دو عالم داده‌ام از چین ابرویی