شمارهٔ ۶۹۰
الهی تا بود دنیا تو باشینباشد درد و غم هر جا تو باشی
بود تا عشق را دلهای مجروحالهی مرهم دلها تو باشی
منم امروز و فردا لیک چندانکه هست امروز را فردا تو باشی
اگر من با تو در هستی نگنجمالهی من نباشم تا تو باشی
ز من پنهان چه میگردی همان بهکه من پنهان شوم پیدا تو باشی
به این امید شبها روز سازمکه روزم در دل شبها تو باشی
ز دل فیّاض را هم، دور کردمکه دایم در دلم تنها تو باشی