شمارهٔ ۶۷۷
ای که عاشق نیستی پا در حریم ما منهآب از جو میخور و لب بر لب دریا منه
گر دل سنگین نداری در درون مجنون مشوگر نباشی کوه پا در دامن صحرا منه
گر نبینی آتشی در خود به خاک ما میاتا نگردی شمع، پایی بر مزار ما منه
فکر فردا گرچه امروزت نباید کرد لیکآنچه امروزست در کار از پی فردا منه
جز پشیمانی ندارد جنس دنیا قیمتیداری ار فیّاض عقلی پا درین سودا منه