شمارهٔ ۶۶۹
بیبادة لبت در میخانه بسته بهپیمانه بیتو بر سر مینا شکسته به
آسودگان حریف نگاه تو نیستنداین زهر بر جراحت دلهای خسته به
سوگند ترک لعل تو از بیم طعن غیرچون توبة ریایی مستان شکسته به
ترک جفا زیاده ز حد نقص دوستیستاین عهد اگر شکسته نگردد نبسته به
خواهد ترا به تیغ تغافل هلاک کردفیّاض از کمینگه آن غمزه جسته به