گنج

شمارهٔ ۶۶۵

۱۱ بیت
چو موکشان به گلشنم آرد هوای تودر پای گلبن افتم و میرم برای تو
مرغ زدام جسته درآرم دگر به دامجان به لب رسیده کنم چون فدای تو
گو قطرة کرم مفشان ابر نوبهاردامن به دیگری نگشاید گدای تو
دور از تو چشمخانه تهی کرده‌ام ز نورحیفست دیگری بنشیند به جای تو
گر در شکست خاطر مایی دریغ نیستای خونبهای خاطر عاشق رضای تو
دست نگار بسته به چشمم بکش ببینرنگین‌ترست گریة من یا حنای تو
خونم حلال بر فلک آن دم که من ترابوسم دو دوست و بی‌خبر افتم به پای تو
چون شعله برفروز که پروانه‌وار منگرد سر تو گردم و گردم فدای تو
ای دل مروتی و نه رحمی نه، چند و چندگریی تو از برای من و من برای تو!
روپوش گریه خنده بیجا چه می‌کنی!بر قهقهة تو خنده زند هایهای تو
فیّاض شستِ آن مژه بوسید تیرنازگر دیرتر رسی به سر وعده، وایِ تو