گنج

شمارهٔ ۶۴۹

۸ بیت
نو خط من کرده است عزّت نخجیر منسلسلة عنبرین ساخته زنجیر من
کام حلاوت کشم، طعم هلاهل گرفتلعل که شکّر فکند در قدح شیر من؟
حکمت یونان چکد گر ز لبم دور نیستخون فلاطون خورد نالة شبگیر من
بر لب خاموش من شکوه درآید به جوشدر پس نُه پرده‌دار گوش به تقریر من
دم ز فلاطون زند صورت خمخانه‌اممدرس اشراق گشت مجلس تصویر من
عاشق و معشوق راهست ز هم فیض‌هاآنکه مرید منست هست هم او پیر من
رنگ تغافل شکست دوش ز بی‌تابیمبی‌سببی هم نبود این همه تغییر من
تا نشوی رام من رام نگردم به توهست مسخّر شدن مایة تسخیر من