گنج

شمارهٔ ۶۴۳

۵ بیت
اگر چشمت کند یک عشوة مستانه در گلشندگر بر کف نگیرد شاخ گل پیمانه در گلشن
چنان چشمت میان اهل دل آوارگی افکندکه بلبل کرد جا در آتش و پروانه در گلشن
اگر گیرد نشان آن سر کو از صبا ترسمکه دیگر تا ابد بلبل نسازد خانه در گلشن
به عهد چشم مستت بخت من بیدار کی ماندکه گیرد چشم نرگس خواب ازین افسانه در گلسن
برو فیّاض تخم سبحه در جای دگر افکننبینی حاصلی از کشتن این دانه در گلشن