گنج

شمارهٔ ۶۳۸

۵ بیت
چه خواهد شد دو روزی جور کمتر می‌توان کردندو روزی با اسیران بلا سر می‌توان کردن
سرت گردم به رسم امتحان لطفی زیان می‌کناگر بهتر شود یک داغ دیگر می‌توان کردن
بگو قاصد از آن لب هر چه هم نشنیده‌ای با منوگر آخر شود بازش مکرّر می‌توان کردن
ز دینم کرده‌ای بیگانه از یک لطف پنهانیبه لطف دیگرم یکباره کافر می‌توان کردن
تغافل پیشه کن فیّاض اگر رام خودش خواهیبه یک رم هر دو عالم را مسخّر می‌توان کردن