شمارهٔ ۶۲۳
هر جا که نام درد دل مبتلا بریمرنگ اثر ز چهرة سعی دوا بریم
چون نبض خسته میجهد این جا دل مسیحبیمار عشق را چه به دارالشّفا بریم!
اظهار درد بیشتر از درد میکشدصد درد میکشیم که نام دوا بریم
صد ره به ما مطالب کونین عرض کردهمّت نهشت دست به سوی دعا بریم
تکلیف پادشاهی دنیا به ما مکندرد سری که هیچ ندارد کجا بریم!
بیگانگان به درد دل ما نمیرسنداین تحفه به که بر در آن آشنا بریم
فیّاض حرف عقل چه لازم به بزم عشقدر پیش پادشاه چه نام گدا بریم!