شمارهٔ ۶۰۴
شب در نظارة رخش ابرام کردهایمصد کار پخته از نگهی خام کردهایم
مازادة دیار قفس با شکست بالپرواز سرحدِ شکنِ دام کردهایم
کاری به مدّعا نشود جز به وصل یارما امتحان نامه و پیغام کردهایم
شهدی که چاشنی به شکر خنده میدهدنوش از تبسّم لب دشنام کردهایم
فیّاض را زاهل دیانت شمردهایماین قوم را ببین که چه بدنام کردهایم